تبليغاتX
....MP3 & موزیک ویدیو & شعر & اموزش.....

....MP3 & موزیک ویدیو & شعر & اموزش.....

می توان در کوچه های زندگی

پاسخ لبخند را با یاس داد

می توان جای غروب عشق را

با طلوع ساده ی احساس داد

در نگاهت بوی باران مانده است

خاطرات سبز یاران مانده است

درمیان جنگل سبز دلت

رد پای بی قراران مانده است

leila

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 0:21  توسط Mis.Leila  | 

ما همه همسفريم

ما همه همسفريم

كاروان ميرود و ميرود آهسته براه

مقصدش سوي خدا آمدهايم

باز هم رهسپر كوي خدائيم همه

ما همه همسفريم

ليك در راه سفر

غم و شادي بهم است

ساعتي در ره اين دشت غريب

ميرسد «راهروي خسته» به «خرم كده» يي

لحظه يي در دل اين وادي پير

ميرسد «همسفري شاد» به «ماتمكده»يي

***

زندگي دفتري از خاطره هاست

خاطراتي شيرين

خاطراتي مغشوش

خاطراتي كه زتلخي رگ جان ميگسلد:

يكنفر در شب كام

يكنفر در دل خاك

يكنفر همدم خوشبختي هاست

يكنفر همسفر سختي هاست

چشم تا باز كنيم

عمرمان ميگذرد

وز سر تخت مراد

پاي بر تخته تابوت گذاريم همه

ما همه همسفريم

leila

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 15:23  توسط Mis.Leila  | 

When I born

When I born, I Black
,When I grow up, I Black
,When I go in Sun, I Black
,When I scared, I Black
,When I sick, I Black
... And when I die, I still black

 

,And you White fellow
,When you born, you pink
,When you grow up, you White
,When you go in Sun, you Red
,When you cold, you blue
,When you scared, you yellow
,When you sick, you Green
... And when you die, you Gray
؟؟؟ And you calling me colored

شعر خیلی زیبائیه... متاسفم ، نمی دونم شاعرش کیه ...

leila

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 15:20  توسط Mis.Leila  | 

نکته های زندگی

 

 

نکته های زندگی

 

·        آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلكه دشواري رسيدن به سهولت است

 

·        وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر مي كنند، نه رفتار و عملكرد شما.

 

·        سخت كوشي هرگز كسي را نكشته است، نگراني از آن است كه انسان را از بين مي برد.

 

·        اگر همان كاري را انجام دهيد كه هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد كه هميشه مي گرفتيد.

 

·        ما زمان را تلف نمي كنيم، زمان است كه ما را تلف مي كند.

 

·        افراد موفق كارهاي متفاوت انجام نمي دهند، بلكه كارها را بگونه اي متفاوت انجام مي دهند.

 

·        پيش از آنكه پاسخي بدهي با يك نفر مشورت كن ولي پيش از آنكه تصميم بگيري با چند نفر.

 

·        كار بزرگ وجود ندارد، به شرطي كه آن را به كارهاي كوچكتر تقسيم كنيم.

 

·        كارتان را آغاز كنيد، توانايي انجامش بدنبال مي آيد.

 

·        انسان همان مي شود كه اغلب به آن فكر مي كند.

 

·        همواره بياد داشته باشيد آخرين كليد باقيمانده، شايد بازگشاينده قفل در باشد.

 

·        تنها راهي كه به شكست مي انجامد، تلاش نكردن است

 

·        دشوارترين قدم، همان قدم اول است

 

·        عمر شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد

 

·        آفتاب به گياهي حرارت مي دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد.

 

·        عمر شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد

 

·        آفتاب به گياهي حرارت مي دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد.

 

·        وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد، بخاطر اين است كه شما چيز زيادي از آن نخواسته ايد

 

·        در انديشه آنچه كرده اي مباش، در انديشه آنچه نكرده اي باش

 

·        امروز، اولين روز از بقية عمر شماست

 

·        براي كسي كه آهسته و پيوسته مي رود، هيچ راهي دور نيست

 

·        اميد، درماني است كه شفا نمي دهد، ولي كمك مي كند تا درد را تحمل كنيم

 

·        بجاي آنكه به تاريكي لعنت فرستيد، يك شمع روشن كنيد

 

·        آنچه شما درباره خود فكرمي كنيد، بسيار مهمتر از انديشه هايي است كه ديگران درباره شما دارند

 

·        آنكه مي تواند نسبت به نيكي ديگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باك ندارد

 

·        هركس، آنچه را كه دلش خواست بگويد، آنچه را كه دلش نمي خواهد مي شنود

 

·        اگر هرروز راهت را عوض كني، هرگز به مقصد نخواهي رسيد

 

·        كساني كه نمي توانند فرصت كافي براي تفريح بيابند، دير يا زود وقت خود را صرف معالجه مي كنند

 

·        صاحب اراده، فقط پيش مرگ زانو مي زند، وآن هم در تمام عمر، بيش از يك مرتبه نيست

 

·        وقتي شخصي گمان كرد كه ديگر احتياجي به پيشرفت ندارد، بايد تابوت خود را آماده كند

 

·        كساني كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد

 

·        كسي كه در آفتاب زحمت كشيده، حق دارد در سايه استراحت كند

 

·        بهتر است دوباره سئوال كني، تا اينكه يكبار راه را اشتباه بروي

 

·        هرگاه مشكلي را مطرح مي كنيد، براي رفع آن هم راه حلي پيشنهاد كنيد

 

·        كيفيت جامع يعني درست انجام دادن همه كارها در همان بار اول

 

·        آنقدر شكست خوردن را تجربه كنيد تا راه شكست دادن را بياموزيد

 

·        اگر خود را براي آينده آماده نسازيد، بزودي متوجه خواهيد شد كه متعلق به گذشته هستيد

 

·        خانه ات را براي ترساندن موش، آتش مزن

 

·        خودتان را به زحمت نيندازيد كه از معاصران يا پيشينيان بهتر گرديد، سعي كنيد از خودتان بهتر شويد

 

·        اينجا، كار تمام نشده است، حتي آغاز پايان هم نيست، اما شايد پايان آغاز باشد

 

·        خداوند به هر پرنده‌اي دانه‌اي مي‌دهد، ولي آن را داخل لانه‌اش نمي‌اندازد

 

·        تنها راهي كه به شكست مي‌انجامد، تلاش نكردن است

 

·        درباره درخت، بر اساس ميوه‌اش قضاوت كنيد، نه بر اساس برگهايش

 

·        از لجاجت بپرهيزيد كه آغازش جهل و پايانش پشيماني است

 

·        انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمي‌زند كه خيال مي‌كند ديگران را فريب داده است.

 

·        كسي كه دوبار از روي يك سنگ بلغزد، شايسته است كه هر دو پايش بشكند

 

·        هركه با بدان نشيند، اگر طبيعت ايشان را هم نگيرد، به طريقت ايشان متهم گردد

 

·        كسي كه به اميد شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است

 

·        اگر جلوي اشتباهات خود را نگيريد، آنها جلوي شما را خواهند گرفت

 

·        اينكه ما گمان مي‌كنيم بعضي چيزها محال است، بيشتر براي آن است كه براي خود عذري آورده باشيم

 

          leila

      

   

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 0:29  توسط Mis.Leila  | 

آيا مي‌ دانيد كه ...؟

 آيا مي‌ دانيد كه ...؟

عمومي‌ترين نام در جهان محمد است  *

اسم تمام قاره‌ها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان مي‌يابد*
مقاوم‌ترين ماهيچه در بدن، زبان است*
كلمه «ماشين‌تحرير» (TYPEWRITER) طولاني‌ترين كلمه‌اي است كه مي‌توان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت*
چشمك زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است*
شما نمي‌توانيد با حبس نفستان، خودكشي كنيد*.
محال است كه آرنج‌تان را بليسيد*
وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا كه وقتي عطسه مي‌كنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه مي‌ايستد*
خوك‌ها به لحاظ فيزيك بدني، قادر به ديدن آسمان نيستند*
وقتي كه به شدت عطسه مي‌كنيد، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد*
جليقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاك‌كن‌هاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند*
تنها غذايي كه فاسد نمي‌شود، عسل است*
كروكوديل نمي‌تواند زبانش را به بيرون دراز كند*
حلزون مي‌تواند سه سال بخوابد*
تمامي خرس‌هاي قطبي چپ ‌دست هستند*
در سال 1987 خطوط هوايي «امريكن ايرلاينز» توانست با حذف يك دانه زيتون از هر سالاد سرو شده در پروازهاي درجه يك خود، چهل هزار دلار صرفه‌جويي كند*
پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند*
فيل‌ها تنها جانوراني هستند كه قادر به پريدن نيستند*
در 4000 سال قبل، هيچ حيواني اهلي نبود*
* بطور متوسط، مردم آنقدر از عنكبوتها مي‌ترسند كه نمي‌توانند آن‌ها را بكشند
مورچه هميشه بر روي سمت راست بدن خود، سقوط مي‌كند*
قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند*
موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا مي‌كنند، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند*
صندلي الكتريكي توسط يك دندانپزشك اختراع شد*
* استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتري‌هاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش مي‌دهد
فندك قبل از كبريت اختراع شد*
نظير اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است*

 

leila

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 0:24  توسط Mis.Leila  | 

 

زندگی جدولی است که هرکس به حلش پی ببرد جايزه اش مرگ است...

 

ولی من دوست دارم این جدولو حلش کنم ...

 

leila

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 0:22  توسط Mis.Leila  | 

مکتب عشق

 

مکتب عشق

 

سیه چشمی به کار عشق استاد

 

                          به من درس محبت  یاد میداد...

 

مرا از یاد برد آخر، ولی من

                        به جزاو، عالمی را بردم از یاد...

leila

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 0:20  توسط Mis.Leila  | 

آخرین پناه

 

آخرين پناه .

 

هميشه وقتي تنها و نا اميد و ملول

 

تنت روانت از دست اين و آن خستست

 

هميشه وقتي رخسار اين جهان تاريک

 

هميشه وقتي درهاي آسمان بستست

 

هميشه گوشه ئ گرمي به نام (( دل )) با توست

 

که صادقانه تر از هرکه با تو پيوستست !

 

به دل پناه ببر !آ خرين پناهت اوست .

 

تو را چنان که تمناي توست دارد دوست !

 

فريدون مشيري/از ديار اشتي

 

leila
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 0:19  توسط Mis.Leila  | 

 

سايه ها محصول پشت کردن ديوار ها به آفتابند... ( بیائید)

 گستاخی ديوارها را تقليد نکنيم تا آفتابی بمانيم...   

leila

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 0:16  توسط Mis.Leila  | 

یا ضامن آهو

تو دل یه مزرعه ... یه کلاغ رو سیاه ... هوائی شده  بره ... پابوس امام رضا... اما هی فکر می کنه... اون جا جای کفتراست...اخه من کجا برم ... این کلاغ که رو سیاست ...من که توی سیاهی یا... از همه رو سیاترم... میون اون کبوترا ...  با چه روئی   بپرم...    

تو همین فکرا بودش ... کلاغه عاشقونه... یه دلش می گفت برو... یه دلش می گفت بمون... که یهو صدائی گفت... تو نترسو راهی شو... به سیاهی فکر نکن... تو یه زائری برو...

Leila

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 14:42  توسط Mis.Leila  | 

امام رضا

سلام...

شهادت امام رضا را به همتون تسلیت میگم ...

التماس دعا ...

Leila

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 14:33  توسط Mis.Leila  | 

leila

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 3:9  توسط Mis.Leila  | 

مطلب

سلام به دلهای پاک و مهربونتون

اين شعر رو داشته باشيد خيلی جالبه....

حافظ ميگه:

اگرآن ترک شيرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را

صائب تبريزی ميگه:

اگر آن ترک شيرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندويش بخشم سر و دست و تن و پا را

هر آنکس چيز می بخشد ز مال خويش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

و شهريار ميگه:

اگر آن ترک شيرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندويش بخشم تمام روح اجزا را

هر آنکس چيز می بخشد بسان مرد می بخشد

نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن ترک شيرازی که برده جمله دلها را

نظر شما چيه؟؟؟؟

با کدومش موافقيد؟؟

 

جالبه شاعرها هم ....

 

leila

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 3:3  توسط Mis.Leila  | 

عکس

leila

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 2:58  توسط Mis.Leila  | 

عکس

leila

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 2:44  توسط Mis.Leila  | 

 سلام ...

چگونه می شود قلب داشت اما نبخشيدش؟ چشم داشت اما فرو افتاده نگاه داشتش؟ دست داشت اما در قفا پنهان كردش؟

چگونه می شود ماسه نبود روان نبود جاری نبود وقتی كه می شود؟؟ چگونه می شود جوانه نداد شكوفه نداد سبزه نبود وقتی كه می شود؟؟ چگونه می شود شبنم نبود زلال نبود آيينه نبود وقتی كه می شود؟؟ چگونه می شود نوازش نبود نوازش نكرد پريشان نكرد وقتی كه می شود؟؟ چگونه می شود پرنده نبود رها نبود آسمانی نبود وقتی كه می شود؟؟

چگونه می شود آدمی بود اما در سينه سنگ پروراند؟ چگونه می شود گوش كرد اما نشنيد؟ چگونه می شود نگريست اما نديد؟ چگونه می شود زيست اما دوست نداشت؟ چگونه می شود ادامه داد، اما خالی بود؟ چگونه می شود بود اما نبود؟ چگونه می شود اين همه هراسيد؟ چگونه می شود اين همه تنها بود؟ چگونه می شود اين همه " من " بود؟

leila

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 3:53  توسط Mis.Leila  | 

مطلب

چون به ديدار دوست می روی

 

ديدار را درياب

 

كسی چه می داند؟

 

شايد فرصتی ديگر دست ندهد

 

آنگاه پشيمانی سودی نخواهد داشت

 

درست همان گذشته نشكفته است كه آزارت می دهد

 

همان چيزی كه می خواهی بگويی و نمی توانی

 

كسانی هستند كه آرزو دارند به كسی بگويند "دوستت دارم"

 

و سالها دودلند ...

 

و اين را بر زبان نمی رانند

 

روزی می رسد كه او رفته است

 

و عاشق می گريد و فرياد می كند

 

نتوانستم به او بگويم دوستش دارم...

 

leila

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 3:50  توسط Mis.Leila  | 

شعر

گاهی سکوت بلندترین فریاد است...


هر کس بد ما به خلق گويد

                       ما سينه از او نمي خراشيم                    

ما خوبي او به خلق گوييم

                    تا هر دو دروغ گفته باشيم .

leila

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 3:46  توسط Mis.Leila  | 

مطلب

وقتی دل گرفته و غمدار است ،

وقتی همه ی دوستان دشمنند ،

وقتی سوختن تنها علاجش ساختن است ،

وقتی دوست داشتن، پایانش از یاد بردن است .

وقتی در همه ی راهها چاهی پنهان است.

وقتی آسمان بالای سرت از دود دلهای گرفته سیاه است.

به چه می توان دل خوش کرد

leila

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 3:42  توسط Mis.Leila  | 

شعر

حالمان بد نیست ، غم کم میخوریم

کم که نه هر روز کم کم میخوریم

آب میخواهم سرابم میدهند

عشق میورزم عذابم میدهند

خود نمیدانم کجا رفتم به خواب !

از چه  بیدارم نکردی آفتاب ؟

خنجری بر قلب بیمارم زدند

بی گناهی بودم و دارم زدند

دشنه نامرد بر پشتم نشست

از غم نامردمی پشتم شکست

عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام

تیشه زد بر ریشه ی اندیشه ام

عشق اگر این است  مرتد می شوم

خوب اگر این است من بد میشوم

بس کن ای دل نابسامانی بس است

کافرم دیگر مسلمانی بس است

در میان خلق سردرگم شدم

عاقبت آلوده مردم شدم

بعد از این با بی کسی خو میکنم

آنچه در دل داشتم رو میکنم

نیستم از مردم خنجر به دست

بت پرستم ، بت پرستم ، بت پرست

بت پرستم ، بت پرستی کار ماست

چشم مستی تحفه بازار ماست

درد می بارد چو لب تر میکنم

طالعم شوم است باور میکنم

من که با دریا تلاطم کرده ام

راه دریا را چرا گم کرده ام ؟

قفل غم بر درب سلولم مزن

من خودم خوش باورم گولم مزن

من نمیگویم که خاموشم مکن

من نمیگویم فراموشم مکن

من نمیگویم که با من یار باش

من نمیگویم مرا غمخوار باش

من نمی گویم ، دگر گفتن بس است

گفتن اما هیچ ، نشنفتن بس است

روزگارت باد شیرین ، شاد باش

دست کم یک شب تو هم فرهاد باش

آه ! در شهر شما یاری نبود ؟!

قصه هایم را خریداری نبود ؟!

وای رسم شهرتان بیداد بود

شهرتان از خون ما آباد بود

از در و دیوارتان خون میچکد

خون من ، فرهاد ، مجنون میچکد

خسته ام از قصه های شومتان

خسته از همدردی مسمومتان

این همه خنجر ، کسی دل خون نشد ؟

این همه لیلی کسی مجنون نشد ؟

آسمان خالی شد از فریادتان

بیستون در حسرت فرهادتان

کوه کندن گر نباشد پیشه ام

بویی از فرهاد دارد تیشه ام

عشق از من دور ، پایم لنگ بود

قیمتش بسیار ، دستم تنگ بود

گر نرفتم هر دو پایم خسته بود

تیشه گر افتاد دستم بسته بود

هیچ کس دست مرا وا کرد ؟ .... نه

فکر دست تنگ ما را کرد ؟ ..... نه

هیچ کس از حال ما پرسید ؟ .... نه

هیچ کس اندوه ما را دید ؟........ نه

هیچ کس اشکی برای ما نریخت

هر که با ما بود از ما میگریخت

چند روزی هست حالم دیدنی ست

حال من از این و آن پرسیدنی ست

گاه بر روی زمین زل میزنم

گاه بر حافظ تفال میزنم

حافظ دیوانه فالم را گرفت

یک غزل آمد که حالم را گرفت

ما ز یاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

leila

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 3:39  توسط Mis.Leila  | 

مطلب

 

سلام دوستان...

زندگی پیازی است که انسان در حال اشک ریختن پوستش را می کند) فرانسوی)

زنگ آهن را می خورد و حسادت قلب را )  فرانسوی)

ساعت جدایی گرمترین ساعت است)  فنلاندی)

کلمات میخ ها را از درون قلب بیرون می کشد)  ارمنی)

قهر و عشق موقعی که گرم است از هر موقعی بهتر است)  آلمانی)

راز خوشبختی عبارت است از بدی ندیدین، بدی نشنیدن، بدی نکردن)  چینی)

گودال های بزرگ را می توان پر کرد ولی دل آدمی پر نشدنی است )  چینی)

موقعی که تولد یافتم گریستم و هر روز نشان می دهد که چرا گریستم) اسپانیولی)

می آییم و می گرییم. اینست زندگی!می گرییم و می رویم اینست مرگ)  فرانسوی)

کسیکه چیزی هدیه می دهد نباید آن را بیادآورد، همانا کسی که چیزی هدیه می گیرد نباید آنرا از یاد ببرد) عبری)

قلوب گنجینه اسرارند و لب ها قفلهای آن و زبان کلیدش)  تازی)

«نه هیچ انسانی دشمن توست و نه هیچ انسان دوست تو بلکه هر انسان معلم توست»

leila

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 2:38  توسط Mis.Leila  | 

امام رضا جون خیلی دوست دارم ... کاش الان کنارت بودم ... چی می شد دعوت منم می گرفتی ... خیلی دوست دارم ...

Leila

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 0:52  توسط Mis.Leila  | 

مطلب: اربعین

ما عشق حسین را به نوروز نفروشیم ...

 

عشق یعنی چون علی شیدا شدن

شب نخفتن تا سحر با قطره هم نجوا شدن

عشق یعنی خوردن زهر همچو قند

چون حسن هشیار و بی پروا شدن

عشق یعنی جان سپردن چون حسین

تشنه لب بودن ولی سقا شدن

عشق یعنی آه سرد فاطمه، سوز جگر

ظلم را دیدن ولی بینا شدن

عشق یعنی عاشق الله شدن

بی دل و جان و سر و سودا شدن

عشق یعنی خون پاک سرورم مولا علی

همچو می در جام حق بی رنگ و پر معنا شدن

عشق یعنی خون دل خوردن به شب

همچو زینب بی دل و بی جان شدن

عشق یعنی مهدی مولا صفت

دیدن پرونده های مردم و نالان شدن

عشق یعنی همچو زینب در زمین کربلا

در غم جانان خود ، مولا حسین گریان شدن

عشق یعنی سرور و سالار دین ما حسین

در ره اسلام و حق حیران و سرگردان شدن

عشق یعنی هر دو چشمم فرش راه فاطمه

جمله عالم در غمش نالان و بی سامان شدن

عشق یعنی جان فدای خالق هفت آسمان

در ره آلله و قرآن بی سر وبی جان شدن

 

فرا رسیدن اربعین را به  همه ی شما دوستان عزیزم  تسلیت میگم

همچنین سال جدید را به همتون تبریک میگم ...

شاد باشین و همدیگرو فراموش نکنین .

 

Leila

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 0:35  توسط Mis.Leila  | 

عکس

Leila

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 22:38  توسط Mis.Leila  | 

عکس

Leila

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 22:35  توسط Mis.Leila  | 

مطلب و عکس

گفتگو با خداوند                                     

Interview With God

در روياهايم ديدم که با خدا گفتگو ميکنم .

خدا پرسيد :  پس تو ميخواهی با من گفتگو کنی ؟

من در پاسخش گفتم : اگر وقت داريد !

خدا خنديد :

وقت من بينهايت است .....

در ذهنت چيست که می خواهی از من بپرسی ؟

پرسيدم : چه چيز بشر،  شما را سخت متعجب می سازد !؟

خدا پاسخ داد : کودکی شان .

اينکه آنها از کودکی شان خسته ميشوند ،

عجله دارند که بزرگ شوند ،

و بعد دوباره پس از مدت ها آرزو می کنند که کودک باشند .

.... اينکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول به دست آورند

و بعد پولشان را از دست می دهند تا دوباره سلامتی خود را به دست آورند .

اينکه با اضطراب به آينده می نگرند

و حال را فراموش ميکنند ،

بنابر اين نه در حال زندگی می کنند و نه در آينده

اينکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گويی هرگز نمی ميرند ،

و به گونه ای می ميرند که گويی هرگز زندگی نکرده اند .

دست های خدا دستانم را گرفت

برای مدتی سکوت کرديم

و من دوباره پرسيدم :

به عنوان يک پدر ، می خواهی کدام درس زندگی را فرزندانت بياموزند ؟

او گفت : بياموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کند که عاشقشان باشد ،

همه کاری که آنها می توانند بکنند اين است که

اجازه دهند که خودشان دوست داشته باشند .

بياموزند که درست نيست خودشان را با ديگران مقايسه کنند ،

بياموزند که فقط چند ثانيه طول می کشد تا زخم های عميقی در قلب آنان که دوستشان داريم ايجاد کنيم ،

اما سال ها طول می کشد تا آن زخم ها را التيام بخشيم .

بياموزند که ثروتمند کسی نيست که بيشترين ها را دارد ،

کسی است که به کمترين نياز دارد .

بياموزند که آدم هايی هستند که آنها را دوست دارند ،

فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند

بياموزند که دونفر می توانند با هم به يک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببينند .

بياموزند که کافی نيست فقط آنها ديگران را ببخشند ،

بلکه آنها بايد خود را نيز ببخشند .

من با خضوع گفتم :

از شما به خاطر اين گفتگو متشکرم .

آيا چيز ديگری هست که دوست داريد  فرزندانتان بدانند ؟

خداوند لبخند زد و گفت :

فقط اينکه بدانند من اينجا هستم ، هميشه !

متن از سایت love-iran  ( جالب بود ... شما هم بخونین و در موردش فکر کنین )

 

leila

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 12:49  توسط Mis.Leila  | 

عکس

سلام...

تا حالا از این نازتر و خوشگلتر دیده بودین؟

leila

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 11:36  توسط Mis.Leila  | 

مطلب

 

شعاری برای زیستن

حرمت اعتبار خود را

هرگز در میدان مقایسه ی خویش با دیگران

مشکن.

 

****************** 

که ما هر یک یگانه ایم

موجودی بی نظیر و بی تشابه

 

****************** 

و آرمانهای خویش را

به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد مکن

تنها تو میدانی که " بهترین " در زندگانیت

چگونه معنا می شود .

 

 *******************

از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است

آسان مگذر.

 

 ******************

بر آنها چنگ در انداز ، آن چنان که

بر زندگی خویش

که بی حضور آنان ، زندگی مفهوم خود را

ازدست می دهد.

 

***************** 

 

با دم زدن در هوای گذشته

و نگرانی فرداهای نیامده

زندگی را مگذار که از لا به لای انگشتانت فرو لغزد

و آسان هدر شود.

 

***************** 

 

هر روز ، همان روز را زندگی کن

و بدین سان تمامی عمر را به کمال زیسته ای .

 

**************** 

 

و هرگز امید از کف مده

آنگاه که چیز دیگری

برای از کف دادن داری.

 

 ****************

 

همه چیز در آن لحظه ای به پایان می رسد

که قدمهای تو باز می ایستد .

 

****************

 

و هراسی به خود راه مده

از پذیرفتن این حقیقت که

هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد .

 

***************** 

 

تنها پیوند میان ما

خط نازک همین فاصله هاست .

 

**************** 

 

برخیز و بی هراس خطر کن .

درهر فرصتی بیاویز .

و هم بدین سان است که به مفهوم " شجاعت"

دست خواهی یافت.

 

*************** 

 

آنگاه که بگوئی دیگر نخواهمش یافت

عشق را از زندگی خویش رانده ای .

 

***************

 

عشق چنان است که

هر چه بیشتر ارزانی داری

سرشارتر می شود .

 

*************** 

 

و هر گاه که آنرا تنگ در مشت گیری

آسانتر از کف رود

پروازش ده تا که پایدار بماند.

 

 **************

 

رویاهایت را فرو مگذار

که بی آنان زندگانی را امیدی نیست

و بی امید ، زندگی را آهنگی نباشد .

 

***************

 

از روزهایت شتابان گذر مکن

که در التهاب این شتاب

نه تنها نقطه ی سر آغاز خویش

که حتی سر منزل مقصود را گم کنی .

 

 ******************

 

زندگی مسابقه نیست

زندگی یک سفر است

و تو آن مسافری باش

که در هر گامش

ترنم خوش لحظه ها جاریست .

 

نانسی سیمس

 

leila

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 11:30  توسط Mis.Leila  | 

عکس

شنیدین میگن آگه گشنتون باشه ، سنگ هم بزارن جلوتون می خورین ... بفرما این نمونش ...

leila

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 11:19  توسط Mis.Leila  | 

مطلب

 

دندان کشیدن ملانصرالدین:

 

گفته اند که روزی ملانصرالدین از شدت دندان درد بی تاب شده و به دندان پزشک مراجعه میکند و از او در مورد اجرت دندان کشیدن سوال می کند . دندان پزشک پاسخ می دهد که در ازای کشیدن هر دندان 10 تومان خواهد گرفت . ملا می گوید من 5 تومان می پردازم ، اما دندان پزشک قبول نمی کند و اصرارهای ملا بی نتیجه میماند . بنابراین مستاصل دندانی را نشان می دهد و می گوید این دندان درد میکند ، لطفا بکش. وقتی دندان پزشک دندان مورد نظر را می کشد ، ملا اعتراض می کند که اشتباه کرده ای و دندان کناری درد می کند و باید آنرا هم بکشی . دندان پزشک به ناچار دندان کناری را هم می کشد. وقتی کارش تمام می شود ، ملا بشکن زنان می گوید " خوب شد : آخرش بابت کشیدن هر دندان 5 تومان پرداختم ".

 

یه کم فکر کنین … واقعا اگه درست فکر کنین متوجه میشین که وضعیت ما و مدل زندگی کردنمون بی شباهت به کار ملا نیست … هرکس به نحوی می خواهد به نفع خودش عمل کنه … اما غافل از اینکه دود آتشی که به پا کرده ایم ، توی چشم خودمون می ره .

leila

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 15:8  توسط Mis.Leila  | 

عکس

leila

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 14:44  توسط Mis.Leila  | 

مطلب

سلام ... سلام ... سلام

ازتون می خوام کمی وقت بزارین و این داستانو بخونین ... مطمئن باشین ارزش خوندنو داره ...

    عشق بورزيد تا به شما عشق بورزند ...

روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد.از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد.روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد.تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. بطور اتفاقي درب خانه اي را زد.دختر جوان و زيبائي در را باز كرد.پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و بجاي غذا ، فقط يك ليوان آب درخواست كرد.
دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد.پسر با تمانينه و آهستگي شير را سر كشيد و گفت : «چقدر بايد به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چيزي نبايد بپردازي.مادر به ما آموخته كه نيكي ما به ازائي ندارد.» پسرك گفت: « پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاري مي كنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد.پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستاني مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر هوارد كلي ، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگاميكه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بيمار حركت كرد.لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد.در اولين نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري ، پيروزي ازآن دكتر كلي گرديد.
آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود.به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چيزي نوشت.آنرا درون پاكتي گذاشت و براي زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد.سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد.چيزي توجه اش را جلب كرد.چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:


«  بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است»              


مترجم: دكتر مقدم
 

leila

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 14:10  توسط Mis.Leila  | 

سلام ... ازتون خواستم اگه سرگذشت یا تجربه ای در مورد عدالت پنهان خدا دارین ... برام بفرستین تا توی وبلاگ بزارم . مطالبتونو به این ایمیل برام بفرستین.

Leila_1212002@yahoo.com

از کسانی هم که نظر دادن ( از جمله دوست عزیزم میترا جان ) تشکر می کنم ... دوستون دارم .

leila

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 14:41  توسط Mis.Leila  | 

مطلب

 سلام به دلهای پاک و مهربونتون...

       عدالت پنهان خدا ...

 

در کشا قوس حوادث حکما را مثلی است

در جهان هر عملی موجب عکس العملی است

هر که شد صرف ستم پیشگی اندیشه او را

روز مظلوم اگر شوم و اگر مشئوم است

روز ظالم به یقین تیره تر از مظلوم است

 

       ملا علی معصومی همدانی

 

 حتما شنیدین که میگن پس از مرگ به تمام اعمال و رفتارهای ما رسیدگی می شه ... اما من مطمئنم که به تمام اعمال و رفتارهای ما در همین دنیا رسیدگی می شه . خداوند مثل یه قاضی ، ناظر بر اعمال ماست . خیلی وقته که به وجود این عدالت توی زندگی پی بردم و به همین دلیل به زندگی خودم و اطرافیانم با دید دیگه ای نگاه می کنم ... اعتقاد شدیدی به این مسئله دارم و مطمئنم که هر کاری که انجام میدیم در برابرش با عکس العملی روبرو می شیم ...

کسیو می شناسم که راننده بود و چند سال پیش تو یه شهر دیگه با ماشینش پسریو زیر گرفت و فرار کرد ، اما چند روز پیش پسر خودش تصادف کرد و مرد .اینو خودش روزی که بچه اشو خاک میکردن ، و داشت برای آخرین بار میدیدش گفت و توی هق هق گریه هاش از خدا طلب بخشش می کرد . نمیدونم شما اسم اینو چی  میذارین... این همون عدالت پنهان خدا نیست؟؟؟؟

 دختریو می شناسم  که با نامزدش رفتند تا کارت عروسیشونوانتخاب کنن ، هفته ی بعدش عروسیشون بود ... تصادف کردند و شوهرش قطع نخاع شد و دکترا گفتند که هرگز بچه دار نمی شه ...دختره طلاقشو گرفت و چند ماه بعد با یه نفر دیگه ازدواج کرد ، الان 8 ساله که تمام دارو ندارشو خرج کرده تا بچه دار بشه ولی فایده ای نداشته و هنوز به نتیجه ای نرسیده و تازه دچار بیماریهای روحی هم شده . ما اسم اینو می ذاریم دل شکستن و میگیم چون دل طرفو شکست ، اینطوری شد ... که در واقع همونه، آه دل مظلوم شنیده می شه و عدالت خدا برقرار می شه .

کسیو می شناسم  که با حروم خوری و گرون فروشی یه پول و پله ی  حسابی جمع کرد، به طوری که همه به حالش غبطه می خوردند که ببین چند تا ماشین داره ، چند تا خونه داره ... آره ولی الان فرزندش دچار یک بیماری ناعلاج شده که طرف حاضره تمام مال و ثروتشو بده  ولی پسرش شفا پیدا کنه اما ... ( براش دعا کنین ، برای تمام مریضها دعا کنین تا خدا همشونو شفا بده )( البته اینم بگم که حالا فکر نکنین که هر کسی مریضه یا مشکلی داره حتما کاری کرده که به این روز افتاده ... گاهی این سختیها و مشکلات برای آزمایشه ...حتی خدا خودش گفته که کسانیو که دوسشون دارم بهشون سختی می دم ... اما مسبب بعضی از این مشکلات خودمونیم ...  به قول یکی از استادام ،حتی گاهی تا هفت پشت بعد از ما ممکنه تاوان کارهای مارو پس بدن .)

حتی اگه دقت کنین توی مسائل جزئی هم ما از طرف خدا تشویق یا تنبیه می شیم . کافیه توی زندگی به کسی کمک کنین ، و اونوقت می بینین که چه درهائی توی زندگی براتون گشوده می شه . هیچ قاضی مثل خداوند نمی تونه به این خوبی عدالت برقرار کنه ... چون هیچ کس از دل آدم خبر نداره اما خدا تنها کسیه که می دونه توی دل ما چی می گذره و توی عدالت برقرار کردنش هرگز اشتباه نمی کنه .

 

ولی حیف که تعداد اندکی از ما متوجه این  بازگشت اعمال , این عدالت پنهان می شویم...

 

داری دلی رو می شکنی مواظب باش روزی یکی پیدا می شه دل تو رو می شکنه...   

 

اگه همه آدم ها به عدالت پنهان اعتقاد داشتن ، زندگی خیلی قشنگتر می شد...اگه................. اگه....................

مراقب باشین ... و در مورد کارهائی که می خواین انجام بدین بیشتر فکر کنین ...

 

اگه کسی سرگذشتی یا مطلبی داره که دوست داره دیگران بدونن و به همین قضیه مربوط می شه ، برای من بفرسته تا اونو توی وبلاگ بذارم ...

         

Leila1212002@yahoo.com

 

موفق باشین ...تا بعد ...

Leila

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 14:28  توسط Mis.Leila  | 

عکس

Leila

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 13:58  توسط Mis.Leila  | 

عکس

leila

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 15:7  توسط Mis.Leila  | 

عکس و مطلب

سلام ...

عکس از وبلاگ: عزیز دل

عکسها از وبلاگ: عشقولانه

 

واقعا جای تاسف داره ، نمی دونم چی بگم جزء اینکه به عنوان یک دختر ایرونی سرمو از شرم پائین بگیرم . من معتقدم که نوع ترکیب و پوشش هر کس به خود او مربوط می شه و هیچ کس حق مداخله در سلیقه و پوشش افراد دیگرو نداره ... اما حق اظهار نظرو برای خودم قائلم و متاسفم از اینکه بعضی ها برای جبران کمبودها و عقده های درونی خود که سالها سرکوب شده ، با چنین وضعی در ملاء عام ظاهر می شن .

 

من با داشتن تعصب در هر زمینه ای همینطور در زمینه ی پوشش و آرایش مخالفم ، سالها زنان و دختران ایرانی مجبور به پوشیدن لباسهای تیره بودند ... حتی به اجبار چادر سرشون می کردن . پوشیدن لباسهای تیره در هوای گرم بسیار اونهارو اذیت میکرد چرا که رنگهای تیره گرمای بیشتریو به خودش جذب می کنه و از لحاظ روانشناسی هم مشکلات زیادیو هم برای خود فرد و هم برای جامعه ایجاد می کرد . اما خوشبختانه این مشکل حل شده و امروزه زنان آزادی بیشتری دارن و تنوع رنگ لباس خانومها بیشتر شده ... گر چه اکثر خانمها ی ایرونی هنوز هم به دلیل محیط و شرایط ایران و برای مصونیت خود از رنگهای تیره استفاده می کنن ، چرا که رنگهای تیره نسبت به رنگهای روشن کمتر جلب توجه میکنن . به نظر من آرایش کردن در حد معمول و طبیعی برای خانمها طبیعیه و هرگز نمیشه اونهارو از چنین مسئله ای دور ساخت ... اما در حد طبیعی و نه در حد افراط ...

در همه جای دنیا خانمها آرایش می کنن اما شاید شما هم توجه کرده باشین که خانمهای ایرانی و عرب که خودشونو مسلمون میدونن  ( چه شیعه و چه سنی ) خیلی غلیظ آرایش میکنن ... در حالی که آرایش خانمهای غیر مسلمان خیلی کمتره ... حکمتشو من نفهمیدم چیه ؟( البته جسارت نشه ، بعضی از خانمها)

 

وضع پوشش افراد باید طوری باشه که شخصیت فردو زیر سوال نبره ... البته بهتره  تک روی نکنیم ، وضعیت پسرها هم بهتر از دخترا نیست . به تازگی پسرها هم پا به پای دخترها دارن پیش میرن و گاهی نمی شه تشخیص داد که طرف واقعا پسره یا دختر ...

 

بدونین که تنها 10 در صد شخصیت انسانو ظاهر تشکیل میده و 90 درصد بقیه رو باطن ...اما اگه همین 10 درصد خراب بشه ، 90 درصد دیگرو هم خراب می کنه .

 

به زیبائی و ظاهرتون توجه کنین ...اما سعی کنین در هر شرایطی شخصیت و هویت خودتونو حفظ کنین .

 

پایدار باشین و برقرار ... تا بعد ...   

  

Leila

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 13:39  توسط Mis.Leila  | 

عکس

                              

leila

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 15:5  توسط Mis.Leila  | 

شعر

بر روی باغ شانه ات ، هر وقت اندوهی نشست

در حمل بار غصه ات با شوق شرکت می کنم

یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت

هر چند اندک باشد ، آنرا با تو

                                    با تو

                                       قسمت می کنم !

 

جواب :

 

بر روی باغ شانه ام ، جز غم تو چیزی نبود

در حمل بار غصه ام ، دیری است خلوت می کنم

یک شادی کوچک من

                       جز دیدن رویت نبود

                                        هر چند کوچک باشد آنرا ، با خود تصور می کنم ...

                                                           

leila

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 15:3  توسط Mis.Leila  | 

عکس

leila

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 12:11  توسط Mis.Leila  | 

شعر

یک رنگی

می سوزم از این دورویی و نیرنگ
یک رنگی کودکانه می خواهم
ای مرگ از آن لبان خاموشت
یک بوسه جاودانه می خواهم


آی گفتی فروغ فرخزاد جان! آی گفتی...

 

leila

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 12:9  توسط Mis.Leila  | 

مطلب و عکس

سلام ...

تا حالا به این فکر کردین که چرا آدمهاعاشق میشن و چرا ازدواج می کنن...

اصلا تا حالا عاشق شدین ، ازدواج کردین یا نه ؟ افراد نسبت به این مسئله باورهای متفاوتی دارن ...

 بعضی ها  ازدواج می کنن چون معتقدند که باید ازدواج کنن... به نظر اونها زندگی یه مسابقه و رقابته که باید خودشونو توی این زمینه به پای دیگران برسونن ... حالا هر چه زودتر بهتر . این گروه از افراد زیاد به مسئله ی عشق و دوست داشتن تو جه نمی کنن ... چون فقط میخوان ازدواج کرده باشن و از دختر پسرهای فامیل عقب نمونن. در ضمن اگه دخترن به این مسئله خیلی توجه دارن که تعداده دختر ها توی ایران 3 برابر پسرهاست ... پس عقل و منطقشون بهشون میگه که اولین خواستگارو سفت بچسبن  والا ...  این گروه ازدواج می کنن  و به یک زندگی ناخواسته تن می دن ولی خوشحالن که دیگران فکر میکنن اونها برنده ی این مسابقه بودن و اینو بدونین که بعد از ازدواج هم توی مسائل دیگه ( که اگه خانوم باشن در مورد تعداد بچه ها ... وسایل خونه و حتی تعداد النگوهای توی دستشون و اگه آقا باشن در مورد خونه ، ماشین ، کار ... ) رقابت می کنن و به این مسابقه ادامه میدن  ...

نظر من اینه که اینها زندگی نمی کنن ... زندگیشونو می بازن ... و توی زندگی بازنده ی واقعین ... و براشون واقعا متاسفم .

بعضی ها ازدواج می کنن و معتقدند که باید آینده نگر باشن ... پس با کسی ازدواج می کنن که جیب پدرش تپل تر باشه ... و گاهی حتی خودشون جزء طبقه ی سوم جامعه هستن اما با افراد مرفه جامعه ازدواج می کنن تا آینده ی خوبی داشته باشن .

به نظر من این افراد هم طعم واقعی خوشبختی رو نمی چشند و به آرامش واقعی که دنبالش بودن ، نمی رسن و وقتی می فهمن کارشون اشتباه بوده که دیگه راه فراری ندارن ... و زندگیشونو می بازن .

بعضی ها ازدواج میکنن و معتقدند که حتما باید عاشق بشن ... و وقتی نظرشونو در مورد عشق می پرسی میگن : مگه میشه بدون عشق زندگی کرد ، زندگی با عشق یه رنگ دیگه ای داره و عشق سر چشمه ی هستی ... عشق ماهه ، و ...

نمی دونم تا حالا با چنین افرادی روبرو شدین یا نه ... این قسمتو بخونین ، نظر بعضی ها راجع به عشق اینه ...

عشق یعنی چی ؟

: عین یعنی " علاقه " ، ش یعنی " شدید " ، قاف هم یعنی " قلبی" ... با هم می شه " علاقه شدید قلبی "

این علاقه ی شدید قلبی شما از کجا شروع شد ؟...: اولش با يه نگاه بود! (لطفاً اين‌جمله رو با احساس هرچه‌تمام‌تر بخونين، يه آه هم اگه بكشين بد نيست!) چی شد که با یه نگاه عاشقش شدی ؟ و چی شد که اون عاشق تو شد ؟( طرف پسره )
ـ چشماش! چشماش ديوونه‌ت مي‌كنه!
فقط چشماش؟
ـ نه، كلّاً سر و صورتش، معركه‌ست پسر!
ـ فقط صورتش؟
(اين‌جا طرفو جو گرفته، غيرتي‌بازي رو میزاره  كنار با ذكر شمايل طرف يه‌جورايي پز مي‌دهه وعشقو واست تفسیر میکنه  ) اصلاً هركي ديده‌تش گفته پسر تو ديگه كي هستي؟ چه جوري مخشو كار گرفتي؟ (داشتين؟ براي برقراري يك علاقه‌ي شديد قلبي بايد از سيستم مخ كار گرفتن استفاده كرد) تو كه نديديش! يه هيكلي داره كه بيا و ببين! مانكن! يه چيزي مي‌گم يه چيزي مي‌شنوي! شنا مي‌ره! بدنش تيريپ ورزش‌كاريه! سفتِ سفت! عين سنگ... (بنده از ذكر بقيه‌ي موارد به‌وجودآورنده‌ي علاقه‌ي شديد قلبي، به‌علّت رعايت شئونات انساني، و نه اسلامي، معذورم. ببخشيد
)
ـ خب، پس حق داري كه به اين حال
‌وروز افتادي. بميرم برات! پدر عشق بسوزه .

بله..................

حالا اگه طرفتون دختر باشه جوابتونو احتمالا این طوری می ده :

نمی دونی قدش منو کشته ... ژل که به موهاش می زنه ، دیوونه می شم ... تیپش دختر کشه... جیبهاش خیلی تپله ... ماشینش تکه ... و... و ...

گاهی این عشق در حد دوستی باقی می مونه و طرف شکست می خوره ... چون عاشق سینه چاک یه مدت که گذشت یکی بهترو پیدا می کنه  یا میفهمه که گول خورده ...در این مورد یکی از طرفین واقعا عاشق می شه یا نمی خواد کوتاه بیاد و کم بیاره  پس دست به خودکشی میزنه ... گاهی دو طرف با وجود مخالفتهای خانواده  با کلی دردسر با هم ازدواج می کنن اما پس از اینکه به لحظه ی وصل که منتظرش بودن، رسیدن ... عشقشون تموم می شه و لی به ناچار با هم زندگی می کنن ... تا اینکه یکیشون تو یه زمینه شکست می خوره  یا ور شکست می شه یا معتاد می شه... و طرف به جای اینکه بمونه و علاقه ی شدید قلبیشو نشون بده و به عشقش کمک کنه ... فرار را بر قرار ترجیح می ده و طلاقشو می گیره ...

نظر من اینه که"  عشق " هم مثل خيلي از چيزاي ديگه براي مردم اين دوره‌وزمونه مفهومش رو ازدست داده ،اگر واقعاً منظور از عشق همين علاقه‌ي شديد قلبيه... خب عزيز من اين ديگه چه كاريه؟ چرا سختش مي‌كني؟ قبلاً نام‌گذاري شده: بهش مي‌گن غريزه‌ي جنسي! حالا مي‌خواي اسم ديگه براش بذاري بذار، ولي آبروي عشق‌وعاشقي رو نبر... اونايي هم كه روزي يه بار عاشق مي‌شن و هر روز هم بدتر از روز پيش عشق‌درد مي‌گيرن كه تكليفشون معلومه... البته باید بگم که  بحث من در داشتن و يا نداشتن غريزه، و عاشق شدن يا نشدن ، ازدواج کردن یا نکردن نيست ... بحث اينه كه غریزه ی جنسی رو با عشق قاطي نكنيد... لطفا

بعضی ها ازدواج می کنن و ناخودآگاه عاشق می شن، توی کوچه و خیابون عشقو گدائی نمی کنن  ... اما به عشق احترام می زارن، اونو مقدس می دونن ، این افراد عاشق سیرت و باطن طرف مقابلشون می شن و اینقدر محو زیبائی ذاتی عشق می شن که به زیبائی ظاهری توجه ای نمی کنن ، مطمئنم که شما هم  مثل من در مورد این افراد شنیدین ... متاسفانه تعداد چنین آدمهائی خیلی کمه ولی هستن کسانی که هنوز هم برای عشق ارزش قائلند . به نظر شما چی باعث میشه که یک مهندس  بینا با یک دختر نابینا ازدواج کنه و خودشو خوشبخت بدونه؟؟؟ ... ( مسلما خیلی سخته و حتی درکش هم، برای من و شما سخته اما باور کنین داستان نیست ، یه حقیقته ) ... چی باعث می شه که یه دختر با پسری که قطع نخاع شده بمونه و زندگی کنه و خودشونو خوشبخت بدونن ؟ آره دختر و پسر هائی هستن که ازدواج می کنن و تا آخر عمر با هم زندگی می کنن و خوشبختیو با تمام وجودشون احساس می کنن ...اما متاسفانه تعداد این افراد شاید به تعداد انگشتهای دست هم نرسه...

متاسفانه  دنبال عشق واقعی بیشتر باید توی فیلمها بگردیم ولی خب ، میشه از همین فیلمها هم درس گرفت  ... قشنگترین فیلمی که من دراین مورد دیدم " سریال  پزشکان " بود که سریال خیلی قشنگی بود ...در قسمت آخر این سریال پزشک اصلی فیلم از دختر مورد علاقه اش که اونم پزشک بود ، خواستگاری کرد ... اما روز بعدش فهمید که سرطان داره و مدت زیادی زنده باقی نمی مونه . تصمیم گرفت که قلبشو به نامزد برادرش ببخشه تا نامزد برادرشو از مرگ نجات بده ... به همین دلیل به دختر مورد علاقه اش جریانو گفت ، ولی دختره تصمیم گرفت که توی همون یک روز هم با او زندگی کنه و به عنوان زن او در کنارش باشه ... حرف دختره که خیلی جالب بود ، اینه: اگه قراره 1 ساعت ، فقط یک ساعت زندگی کنم و زن کسی باشم ، دلم می خواهد اون یه نفر تو باشی . و اینکارو کرد و تا آخرین لحظه ی مرگ در کنارش موند .

( طول زندگی مهم نیست ، عرض زندگی مهمه ... خیلی ها صد سال زندگی می کنن اما توی همین صد سال هم چیزی از زندگی نمی فهمن ... بعضی ها عمر زندگیشون کوتاهه اما به مفهوم واقعی ، زندگی می کنن )     

خدا آخروعاقبت همه‌ي ما رو به‌خير كنه! (اگر احياناً يه عاشق واقعي پيدا شد كه اين نوشته رو مي‌خونه، بنده از همين‌جا بهش تبریک میگم.)  احساس شما پاك‌ترين وديعه‌ي الهي در وجود خاكي آدمي‌زاده... به شما و اين احساس پاكتون احترام مي‌ذارم و به اون غبطه مي‌خورم... براي همه‌ي شما عزيزان آرزوي موفقيت و سربلندي دارم و امیدوارم اگه روزی عاشق شدین جزء عاشقای واقعی باشین ... شاد باشيد و برقرار... تا بعد

 

به این میگن یه عشق واقعی...

(دوستم وقتی اینطوری حرف میزنم ، میگه لیلا کمتر فیلم هندی ببین... راستی از همین جا تولدشو که 9 اسفنده بهش تبریک می گم و براش آرزوی خوشبختی میکنم ... )  

                              

leila

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 14:38  توسط Mis.Leila  | 

عکس

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 11:52  توسط Mis.Leila  | 

شعر

 

      

       چند تکه آرزو...

کاش وقتی زندگی فرصت دهد

                        گاهی از پروانه ها يادی کنيم                 

کاش بخشی از زمان خويش را

                        وقف قسمت کردن شادی کنيم                                                          

کاش وقتی آسمان بارانی ست

                          از زلال چشمهايش تر شويم

وقت پاييز از هجوم دست باد

                         کاش مثل پونه ها پرپر شويم               

کاش وقتی چشمهايی ابريند

                       به خود آييم و سپس کاری کنيم               

از نگاه زرد گلدانهای مان

                       کاش با رغبت  پرستاری  کنيم                

کاش دلتنگ شقايق ها شويم

                       به نگاه سرخ شان عادت کنيم                

کاش شب وقتی که تنها می شويم

                        با خدای  ياس ها خلوت  کنيم                

کاش گاهی در مسير زندگی

                        باری از دوش نگاهی کم کنيم   

فاصله های ميان خويش را

                         با خطوط  دوستی  مبهم  کنيم                 

کاش با چشمانمان عهدی کنيم

                       وقتی از اينجا به دريا می رويم                

جای بازی با صدای موج ها

                         دردهای  آبيش   را    بشنويم                 

کاش مثل آب،مثل چشمه سار

                       گونه ی  نيلوفری  را  تر  کنيم                   

ما همه روزی از اينجا می رويم

                        کاش اين  پرواز  را باور کنيم

کاش با حرفی که چندان سبز نيست

                       قلب های نقره ای  را  نشکنيم  

کاش هر شب با دو جرعه نور ماه

                       چشم های خفته را رنگی زنيم                  

کاش بين ساکنان شهر عشق

                          رد پای  خويش را پيدا  کنيم                       

کاش با الهام از وجدان خويش

                        يک گره از کار دل ها وا کنيم       

کاش رسم دوستی را ساده تر

                         مهربان تر  آسمانی تر  کنيم

کاش در نقاشی ديدارمان

                         شوق ها را ارغوانی تر کنيم 

کاش اشکی قلب مان را بشکند

                       با نگاه خسته ای ويران شويم

کاش وقتی شاپرک ها تشنه اند

                       ما به جای ابرها گريان  شويم

کاش وقتی آرزويی می کنيم

                       از دل  شفاف مان هم رد شود

مرغ آمين هم از آنجا بگذرد

                      حرف های  قلب مان را  بشنود

 

                                    مريم حيدرزاده    

Leila

                                           

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 11:49  توسط Mis.Leila  | 

مطلب

سلام...

لعنت برهمه ی  اونهائی که پیامبرو مسخره کردن ... 

 

( روی شیرینی فروشی ها نوشتن : شیرینی دانمارکی نداریم ، اما شیرینی گل محمدی تا بخواین داریم )

 

شنیدین نام شیرینی دانمارکیو عوض کردن گذاشتن گل محمدی ... نمی دونم این فکر بکر مال کی بوده ... ما ایرونی ها همینیم ... آخه  یکی نیست بهشون بگه اعتراضو اینطوری نشون میدن ؟؟؟؟؟ اینا که خودشون بدتر دارن پیامبر و مسخره میکنن ... ما می دونیم که نام ائمه خیلی با ارزش تر از این حرفاست ... شیرینی که توی مهمونی ها ریخت و پاش می شه ... و سر از سطل زباله در می یاره ... یا توی مغازه ها میمونه و به فروش نمی رسه و در آخر جز ء زباله ها میشه  ...و کلی مسائل دیگه ... چرا اسم پیامبر باید روش باشه ... واقعا که ... ما خودمون داریم پیامبرو  مسخره می کنیم ، اونوقت توقع داریم کس دیگه ای اینکارو نکنه،  ... جالبه که اینکارشونو توی اخبار سراسری نشون میدن و... یادتون باشه اگه از این به بعد خواستین شیرینی دانمارکی بخورین ... حتما باید صلوات بفرستین ، چون من دیدم هر کس گل محمدیو بو میکنه صلوات میفرسته و این گل  نزد مردم عزیز تر از گلهای دیگس ... اما نمی دونم اگه شیرینیها زیاد اومد یا خراب شد یا ... باید چیکارش کنیم ؟؟؟؟  

در ضمن من در مورد تاریخچه ی این شیرینی چیزی نمیدونم ولی فکر میکنم با توجه به اسمش مربوط به دانمارک باشه ... و این هم خودش یک مسئله است ، که آیا میشه چنین کاری کرد . اگه اینطوری باشه بازم داریم خودمونو گول می زنیم ، و چقدر دانمارکیها به ما می خندن ... ما شیرینی که اصلش مربوط به  دانمارکه رو  می خوریم اما با یه اسم دیگه ... بازم قبلنا بهتر عمل می کردیم کلا یه چیزو استفاده نمی کردیم ... یا تحریمش می کردیم ... کاش یه عده نفهمی خودشونو به نام ایرونی ها ثبت نمی کردن ... ای کاش ... و ای کاش بدون فکر فقط تقلید نمی کردیم ... ( منظورم اونهائی که اسم این شیرینیو گل محمدی گذاشتن و اونهائی که هجوم بردنو این شیرینیو خریدن ) ... در ضمن یک نفر یا یک گروه توی دانمارک اینکارو کردن... حالا چرا ما که خودمونو صاحب فرهنگ و تمدن می دونیم به کل اروپا و دانمارک داریم توهین می کنیم ... چرا میگیم مرگ بر دانمارکیها و اروپائی ها... آیا توی دانمارک آدم خوب پیدا نمی شه یا دانمارک مسلمون نداره ... پیامبر اینهارو به ما یاد داده ؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

leila

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 12:8  توسط Mis.Leila  | 

مطلب

سلام...

پنج قانون خوشبختی را به خاطر بسپارید:

-  قلبتان را از نفرت پاک کنید .

- ذهن تان را از نگرانی ها دور سازید .

- ساده زندگی کنید .

- بیشتر بدهید .

- کم تر توقع داشته باشید .

 

چاره ی غم امید است ... امیدوار باشین و بخندین ( البته اگه حسودا بزارن )

حسودا چشم ندارن منو تورو شاد ببینن... نمی خوان پرنده های عشقو آزاد ببینن

پس به کوری چشم هر چی حسوده بخندین و شاد باشین ...اینطوری :

Leila

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 11:24  توسط Mis.Leila  | 

مطلب

به نام دوست، كه هرچه هست از اوست

راز عشق در تواضع است. اين صفت به هيچ وجه نشانه به تظاهر نيست . بلكه نشان دهنده احساس و تفكري قوي است. ميان دونفري كه يكديگر را دوست دارند.

راز عشق در اين است كه حقيقت اصلي عشق، تفكر را از يادنبري.

راز عشق در اين است كه از يكديگر انتظارات بيجا نداشته باشيد زيرا نقص همواره در بشر است. ذهنت را بر ارزش هايي متمركز كن كه شما را به يكديگر نزديكتر مي كند نه بر مسائلي كه بين شما فاصله مي اندازد.

راز عشق در اين است كه طرف مقابلت را تحسين كني. هرگز با فرض اين كه خودش اين چيزها را مي داند از تحسين كردن غافل نشو. مشكلي پيش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نيت بگويي: دوستت دارم.

راز عشق در آرامش است. زيرا آرامش باعث تكامل عشق مي شود. عشق هواي نفس احساسات شديد نيست . عشق آرامش است.

راز عشق در آن است كه جاذبه هاي خود را با ديگري قسمت كني. جاذبه نيروي لطيف و نافذ است كه از ديگري دريافت مي كني. اين نيرو تنها با بخشش رشد مي كند..

راز عشق در اين است كه به يكديگر سخت نگيريد. عشقي كه آزادانه هديه نشود اسارت است.

 

Leila

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 11:15  توسط Mis.Leila  | 

آموزش

سلام...

میدونین که بعضی از وبلاگها یا سایتها اجازه ی راست کلیک را نمیدن ، حالا شما از یه عکس یا مطلب خوشتون اومده و می خواین اونو داشته باشین ...باید چیکار کنین؟ ... من بهتون میگم چیکار کنین ( البته به کسی نگین چون گوشامو می برن )... راحتترین کار اینه که  درEdit ،  Select all  کنین و بعد Copy را انتخاب کنین ... بعد یک صفحه ی Word باز کنین و Paste  کنین.  مطالب و عکس ها در Word  ظاهر میشه ، حالا شما میتونین کل صفحه یا بخشی را که دوست دارین Save  کنین. روش دیگه که بهتر از روش قبل، اینکه که بر روی Internet Explorer  کلیک راست کنین ...Peroperties  را انتخاب کنین ودر صفحه ای که باز میشه در قسمت General  در Temporary Internet files ،Setting  را انتخاب  کنین ، در پنجره ای که باز میشه View Files... را انتخاب کنین... در صفحه ی جدیدی که باز میشه با توجه به پسوند یا نام، دنبال عکس مورد نظرتون بگردین ... اگه تعداد فایلها و عکسها زیاده ... نگران نباشین به ساعت و تاریخ ثبت شده نگاه کنین و به راحتی عکس مورد نظرتون را پیدا کنین ... وقتی عکس را پیدا کردین ، بر روی اون کلیک راست کنین وOpen in New Window  را انتخاب کنین  و عکس راSave  کنین ... یه روش خیلی راحتتر اینه که Print Screen SyRq   را  که روی صفحه ی کلیدتون هست را بزنین و برنامه ی Paint را باز کنین و از منوی Edit   ، Paste را انتخاب کنین ... حالا عکس یا مطلبی را که می خواین Save کنین ...

 موفق باشین .

 

 Leila

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 11:3  توسط Mis.Leila  | 

عکس و مطلب

سلام...

والنتاین" روز عشق، محبت و دوست داشتن. در این روز هر کسی می تونه علاقشو به کسی که دوسش داره ، نشون بده .

هدایائی که در این روز معمولاً رد و بدل میشه ، هدایائی مثل شکلات ، گل ، و عروسکهائی به شکل قلب ، گل ، کارت پستال و یا حتی یه شاخه گل و یا یه پیغام کوتاه و ساده است . چیزی که در این روز مهمتر از هدیه دادنه، ابراز علاقه و محبت به کسی که دوستش دارین.

بهتون توصیه میکنم مطلب  سیاوش را در این مورد بخوونین و راجع به اون خوب فکر کنین .

چند تا عکس براتون میزارم ، امیدوارم خوشتون بیاد

Leila

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 15:34  توسط Mis.Leila  | 

عکس

Leila

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 15:24  توسط Mis.Leila  | 

مطالب قدیمی‌تر