ســـــــــــــــلام از امروز یکم اموزش دارم در مورد ریجستری وهک و بوت
اول بوت چیست؟
تا به حال ممکنه که برای شما هم پيش اومده باشه که در حالی که داريد چت ميکنيد و يا در يک روم هستيد يک دفعه يک عالمه پنجره و pm و دعوت به روم و دعوت به add يا خيلی های ديگر برای شما ظاهر ميشود که از ياهو مسنجر خارج ميشيد.خب در اين حالت شما بوت شديد.....پس شما نيز ميتوانيد همچين کاری رو روی ديگران انجام دهيد.در اصطلاح ديگران رو بوت کنيد.در واقع ياهو مسنجر شما هنگ ميکند.البته بوترها هميشه به اين صورت نيستن.بعضياشون خيلی بی سر صدا شما رو از روم بيرون يا از ياهو مسنجرتون خارج ميکنند
کار کرد بوترها چیست؟
بوترهای جديد به اينگونه هستندکه شما بايد با يک ايدی ديگر(يعنی ايدی ای به جز اونی که با هاش چت ميکنيد وصل بشيد.) که از طرف اين ايدی ثانويه ميتوان برای شخص pm يا انواع invite ها رو براش بفرستيد.حالا فرض کنيد که اين يک ايدی به ۴۰ ايدی تبديل شود..حتما ميتونيد تصور کنيد چه بلائی سر طرف مياد.....
برنامه های بوت جديد چگونه کار ميکنند؟
یک چيز رو ساده بهتون بگم.اگه ميخواين واقعا بوت کنيد.حداقل بايد ۲۰ تا ايدی درست کنيد.خب در همه ی اين بوترهای جديد شما چند گزينه رو هميشه به چشمتون ميخوره.
login------>اين گزينه ايدی هايی رو که شما در محل مربوطه وارد کردين وصل ميکند.فرض کنيد که اين ياهو مسنجر هست و وقتی ميزنيد روی لوگين وصل ميشود.و زمانی شما ميتوانيد بوت کنيد که اين ايديها وصل باشند.معمولا در بوترها ادمک ها يی هست که قبل از لوگين کردن حالت خاموش دارند و بعد از لوگين روشن ميشوند.اگر شما موفق به روشن کردن اين ايدی ها نشويد نميتوانيد بوت کنيد.(در پايين توضيح داده شده که اگه لوگين نشد چکار کنيد)
logout----->ايدی هايی رو که وصل کرديد ميتونيد dc کنيد.پيشنهاد ميشه قبل از خروج از برنامه ايدی هاتون رو logout کنيد.
boot----->خب ديگه اينم تابلوئه با اين ميتونيد طرف رو بوت کنيد.
stop---->برای متوقف کردن بوت است.توصيه ميکنم که اگه خواستين يک نفر ديگه رو بوت کنيد ابتدا بوت رو متوقف کنيد سپس دوباره بوت رو بزنيد.
vitcim يا lammer ----->خوب بجای اين بايد ايدی ای که ميخواين بوتش کنيد بزارين.
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 19:8  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
فاطمیه 1426- روز اول
رايت العباس عليه السلام
تاريخ: 28/3/84
سخنران:
مداح: حاج محمود كريمي
صوتي
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 17:38  توسط Mr.Siavash-Jordan
|

سلام... 

محرم هم از راه رسید ... ماهی که پر از غمه... هر سال توی این ماه یه آرزو میکنم اونم اینکه برم کربلا... امیدوارم همه ی اونهائی که آرزوی منو دارن ... به آرزوشون برسن ...
امیدارم شما جزء اون دسته از آدمها نباشین که یک سال تمام خون مردمو می مکند (با گرون فروشی هاشون ، با حق و ناس کردن هاشون ، با ...) و توی این ماه گاو و گوسفند میکشن و سفره های آنچنانی پهن میکنن و با این کارشون می خوان سر خدا هم کلاه بزارن ... 
امیدوارم شما جزء اون دسته از آدمها نباشین که یک سال تمام دنبال ناموس مردمن ... و همه کار میکنن و فکرشون اینه که پول دارن و باید خوش باشن ... و توی این ماه خونه هاشونو چادر میزنن و محلی برا عزاداری امام حسین میکنن ... 
امیدوارم شما جزء اون دسته از آدمها نباشین که برا اینکه ارادتشون می خوان به ائمه نشون بدن تو سر و مغز خودشون میزنن ...غمه میزنن ... و ... که بدونین اگه این کارو میکنین گناه بزرگی مرتکب میشین ...چرا که خدا خودش گفته حتی اگه یک تلنگربه خودتون بزنین مسئولین و باید جواب پس بدین ... تو اگه مسلموني، بايد اينو بدوني که «صدمه رسوندن به خود جزو گناههاي کبيره است.»... بهتره قرآن بخونین ... زیارت عاشورا ...و در مورد مظلومیت های امام حسین و ظلمهائی که در حقشون شده فکر کنین نه اینکه مثل دیوونه ها هی غش کنین و گریه کنین و توی سر و مغزتون بزنین ... 
امیدوارم شما جزء اون دختر و پسر هائی نباشین که این روزها براشون فرصتی میشه تا به خواسته هاشون برسن ... به بهونه ی دیدن هیئت ها و عزاداری ... دل خودشونو از عزا در می یارن و بهترین لباسهاشونو میپوشن وبا هفتاد قلم آرایش میرن تا ...
امیدوارم شما جزء اون مداحهائی نباشین که توی این ماه پول خوبی به جیب میزنن ...
...و...و....و...و...و...و.............
میدونم که شما جزء این آدمها نیستین 
... منو ببخشین قصد نداشتم به کسی توهین کنم ... و لی اینها واقعیت هائیه که هر ساله ما توی محرم شاهدش هستیم ... پارسال خودم به طور اتفاقی از طرف یکی از دوستانم به یکی از مجالس عزاداری دعوت شدم ... اول نمی دونستم که بانی این مجلس عزاداری کی بود ولی وقتی فهمیدم می خواستم شاخ درارم... کسی که خونشو چادر زده بود و اونو محلی برای عزاداری امام حسین کرده بود ... پستترین فردی بود که سالها بود میشناختمش ... میدونستم چه ظلمهائی در حق مردم کرده بود ... داشتم به اون فکر میکردم و دلم میخواست داد بزنم و به همه بگم که چقدر هممون احمقیم ... خوب که اطرافمو نگاه کردم ، متوجه شدم که نصف بیشتر آدمهائی که توی اون مجلس بودن لنگه ی همون آقا بودن ... سرتونو درد نیارم ... اینجا رو داشته باشین... از یک مداح معروف که خیلی همه بهش احترام میزاشتن و میگفتن توی هر مجلسی نمیره دعوت کرده بودن... آقای مداح اومد میکروفونو برداشت تا نوحه بخونه ، هنوز 2 تا جمله بیشتر نخونده بود که شروع کرد به اعتراض کردن که چرا میکروفونو نصب نکردن و باید توی دستش بگیره ...( فکرشو بکنین ، وزن میکروفون چقدره...) برگزار کننده های مجلس سریع یک میکروفون با پایه برا آقا آوردند و تا اومد شروع کنه به خوندن نوحه یه هیئت اومد ... برا 20 دقیقه کلی پول گرفته بود تا بیاد یه نوحه بخونه ... 10 دقیقه غر زد و 10 دقیقه هم که هیئت اومد بعد هم با کلی استقبال و احترام پولشو گرفتو رفت .... 
اما اینو بدونین که آدمهائی هم هستن که واقعا برای امام حسین عزاداری میکنن ... مداحهائی هستن که به خاطر خود امام حسین اینکارو میکنن ... 
منو ببخشین اگه خیلی حرف زدم ... ولی دلم خیلی پر بود ...در آخر از خدا میخوام که همه ی ما رو هدایت کنه و امام حسین به داد همه ی مظلومای دنیا برسه و ریشه ی ظلمو بکنه ... الهی آمین 

leila
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 14:30  توسط Mis.Leila
|
آهنگران که مهران جون درخواست داشت
| رو به سوی خيمه ها زينب شتابان می رود |
آهنگران |
دانلود |
| من وارث عيسی ام وروح قرآنم |
آهنگران |
دانلود |
| ای لشکر صاحب زمان آماده باش |
آهنگران |
دانلود |
| بهر ولای عشق او به کربلا می رويم |
آهنگران |
دانلود |
| باز ياران کربلايی گشته اند |
آهنگران |
دانلود |
| مولانا يا حسين |
آهنگران |
دانلود |
| باز طوفان مصيبت می وزد |
آهنگران |
دانلود |
| بيا مادر گريه کن با من کنار کشته بی سر |
آهنگران |
دانلود |
| به کجا می روی يوسف زهرا پسرم , پسرم |
آهنگران |
دانلود |
| اکبرم يا رب می رود ميدان , ای علی جانم |
آهنگران |
دانلود |
التماس دعا دارم ازتون
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 13:49  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
به تو می انديشم ،
ای سراپا همه خوبی !
تک و تنها به تو می انديشم .
همه وقت ، همه جا
من به هر حال كه باشم به تو می انديشم
تو بدان ، اين را تنها تو، بدان
تو بيا!
تو بمان ، با من تنها تو ، بمان
جای مهتاب به تاريكی شبها تو بتاب
من فدای تو ، به جای همه گلها ، تو بخند!
***
تو بخواه !
پاسخ چلچله ها را ، تو بگو
قصه ابر هوا را ، تو بخوان
تو بمان با من ، تنها تو بمان !
***
در دل ساغر هستی ، تو بجوش
من همين يك نفس از جرعه جانم باقی است
آخرين جرعه اين جام تهی را ، تو بنوش ؛
تو بنوش !
*فريدون مشيري*
leila
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 12:11  توسط Mis.Leila
|
سلام...

هميشه يادت باشه چيزی که امروز داری شايد آرزوی ديروزت بوده و بزرگترين آرزوی فردات باشه، پس هميشه سعی کن قدر چيزی که امروز داری رو خوب بدونی چون ممکنه همين چيزی رو هم که داری از دستت بره
یکی از مکالمات خداوند و حضرت موسی : " هر گاه بنده ای مرا بخواند ، آنچنان به سخنان او گوش می سپارم
که گوئی بنده ای جز او ندارم ... اما شگفتا بنده ام همه را چنان می خواند که گوئی همه خدای اویند جز من ..."
وااااااااااااااااای بر ما ... 

leila
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 12:5  توسط Mis.Leila
|
The best and most beautiful
things in the world
cannot be seen or even touched
They must be felt with the heart
Helen Keller
زيباترين و گرامی ترين ها در جهان،
نه ديده می شوند نه حتی لمس می شوند،
آنها را تنها بايد در دل حس کرد.
هلن کلر
leila
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 11:48  توسط Mis.Leila
|
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 11:46  توسط Mis.Leila
|
موزیک ویدیوی تو خیال کردی بری سیروان خسروی که یکی درخواست داده بود

دانلود
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 14:5  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
ویدیو:شانس
با صدای:داوود عظیمی
آلبوم:شانس

دانلود
نظر بدین
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 13:45  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 13:23  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 12:56  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 9:43  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 13:43  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 11:30  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 11:17  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 11:3  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
ویدیو:غربت بارون
با صدای:استاد سیاوش قمیشی

دانلود
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 11:1  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
ویدیو ~~~> در این دنیا ، با صدای ~~~> شکیلا

دانلود
ویدیو ~~~> سراب با صدای ~~~> بهنام علمشاهی

دانلود
ویدیو ~~~> صبر، با صدای ~~~> علی اصغری

دانلود
+ نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 20:10  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
+ نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 14:1  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
سلام... اميدوارم آفتاب آسمون قلبتون گرم باشه و نوراني
خواستگاری شوم...
سر جلسه ء خواستگاری... بعد از نيم ساعت سکوت!
مادر داماد: ببخشين ، کبريت دارين؟
خانواده ء عروس: کبريت؟! کبريت برای چی؟!
مادر داماد: والا پسرم می خواست سيگار بکشه...
خانواده ء عروس: پس داماد سيگاريه...؟!
مادر داماد: سيگاری که نه... والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار می چسبه...
خانواده ء عروس: پس الکلی هم هست...؟!
مادر داماد: الکلی که نه... والا قمار بازی کرد ، باخت! ما هم مشروب داديم بهش که يادش بره...
خانواده ء عروس: پس قمارم بازی می کنه...؟!
مادر داماد: آره... دوستاش توی زندان بهش ياد دادن...
خانواده ء عروس: پس زندانم بوده...؟!
مادر داماد: زندان که نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه کمی بازداشتش کردن...
خانواده ء عروس: پس معتادم بوده...؟!
مادر داماد: آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد...
!!!!!!!خانواده ی عروس : زنش ؟؟؟؟؟؟؟
نتيجه ء اخلاقی: هميشه موقع خواستگاری رفتن کبريت همراهتون داشته باشين!...
يا اينکه دفعه بعد خواستين برين خواستگاری يادتون باشه ننتونو نبرين ...
من به لبخندی از تو خرسندم...

leila
+ نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 10:8  توسط Mis.Leila
|
آرزومند آن مباش که چيزی غير از آنچه هستی باشی
بکوش در کمال آنچه هستی باشی!
سنت فرانسيس دی سفر
leila
+ نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 10:3  توسط Mis.Leila
|
سلام . سلام . سلام


تو اگر می دانستی
که چه رنجی دارد ..
که چه دردی دارد ..
خنجر از دست عزیزان خوردن ...
از من خسته نمی پرسیدی
که چرا تنهایی.........!
leila
+ نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 10:3  توسط Mis.Leila
|
سلام به قلبهای پاک و دريائيتون


اعتماد
زندگی ات را برای آنچه قرار است از دست برود تلف نکن . به زندگی اعتماد داشته باش . تنها اگر اعتماد کنی تنها در آن موقع است که می توانی دانش ات را کنار بگذاری تنها در آن موقع است که می توانی ذهن را کنار بگذاری و با اعتماد پهنه ی عظيمی گشوده می شود .
در آن زمان اين زندگی ديگر زندگی معموليی نيست زندگی از وجود خداوند سرشار و لبريز می شود وقتی قلبت معصوم باشد و ديوار ها از بين رفته باشند ، به بی نهايت وصل می شوی .و فريب نخورده ای ، هيچ چيز نيست که بتواند از تو گرفته شود .
آنچه که بتواند از تو گرفته شود ، ارزش نگه داشتن ندارد ، و در مورد آنچه که نمی توان از تو گرفت چرا بايد نگران از دست دادنش باشی آن را نمی توان از دست داد ابدا امکانش نيست گنج واقعی خود را نمی توانی از دست بدهی .
از گفته های اشو
leila
+ نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 9:56  توسط Mis.Leila
|
از دوستم عصبانی شدم
خشمم را بروز دادم خشم به پايان آمد
از دشمنم عصبانی شدم
خشم را به دل ريختم خشمگين تر گشتم
* ويليام بليک*
شاد باشین و سعی کنین دیگران را هم شاد کنین ...
leila
+ نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 9:56  توسط Mis.Leila
|
+ نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 13:35  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
+ نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 13:14  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
+ نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 13:9  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
+ نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 12:58  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
+ نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 17:27  توسط Mr.Siavash-Jordan
|
/bh.gif)
THE FROGS IN THE HOLE
A group of frogs were traveling through the woods , and two of them fell into a deep
pit . All the frogs gathered around the pit . When they saw how deep the pit was ,
they told the two frogs that they were as good as dead . The two frogs ignored the comments and tried to jump out of the pit with all of their might . The group of frogs kept telling them to stop because they were as good as dead . Finally , one of the frogs took heed to what the other frogs were saying and gave up . He fell down and died .
The second frog continued to jump as he could . Once again , the crowd of frogs yelled at him to stop the pain and just die . He jumped even harder and finally made it out . You see this frog was dead , unable to hear what the others were saying . He thought they were encouraging him the entire time
ترجمه ی آزاد:
داستان در مورد گروهی قورباغه است که از یه بیشه می گذشتند ، و دو تا از قورباغه ها توی یه گودال عمیق افتادند . قورباغه های دیگه دور گودال جمع شدند. وقتی که عمق گودال رو دیدند ، از قورباغه ها خواستند تا خودشونو خسته نکنند ، چون به نظر قورباغه ها بهر حال اونها می مردند و تلاش کردنشون فایده ای نداشت .قورباغه ها به حرفهای اونها توجه ای نکردند وبه تلاش خودشون برای بیرون پریدن از گودال ادامه دادند .اما باز هم قورباغه ها به اونها گفتند که تلاش نکنند، چون تلاششون فایده ای نداره. بلاخره یکی از قورباغه ها به حرف دوستاش گوش کرد و ناامید شد و دیگه تلاش نکرد. و افتاد و مرد.
قورباغه ی دیگه به تلاش خودش برای بیرون پریدن از گودال ادامه داد . باز هم قورباغه ها فریاد زدند و ازش خواستند که خودشو اذیت نکنه چون بلاخره میمیره . اما او تلاششو بیشتر کرد ، و سرانجام موفق شد . ( می دونین چرا؟) چون قورباغه کر بود و حرفهای قورباغه ها رو نمی شنید . او فکر میکرد که دوستاش دارن اونو تشویق میکنن تا تلاششو بیشتر کنه .
این داستان به ما یه درسه بزرگ میده ... حرف زدن ما میتونه باعث مرگ یا زنده موندن یه نفر دیگه بشه ... و می تونه باعث مرگ فردی بشه که توی موقعیت بد قرار گرفته ... نباید با حرفهای دیگران زود تحت تاثیر قرار بگیریم و خودمونو ببازیم و دست از تلاش برداریم ... توی بدترین شرایط هم ما میتونیم به بهترین نتیجه برسیم ... پس همیشه تلاش کنین تا به اون چیزی که میخواین برسین ...بعضی وقتا لازمه در گوشهاتونو بگیرین .
leila
+ نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 15:23  توسط Mis.Leila
|